|
نا معلوم
|
||
|
sorry I don't know |
این متنو یکی از دوستای گلم برا روز تولدم داده به نظرمن خیلی قشنگه:
به نام سر فصل همه نامه ها چه آنهایی که نوشته شدند و چه آنهایی که
سپید ماندند تا کاغذ ها سیاه نشوند... .
برای هضم لحظه ای که آغازش از تو نوشتن است دست کم باید چند نفس
عمیق کشید و به تمام قد در برابر خاطرات ایستاد و تعظیم کرد و شکست
و نوشت .
تمام این کارها را کرده ام و حالا واجدم شرایطم برای از تو نوشتن:
گیریم که سلام به فرض که حالت رو بپرسم سراغت را بگیرم شعرت کنم
قابت کنم کتابت کنم پرسشت را نقاشی کنم و ... .
قشنگترین تولد شاید شب آغازین بی دغدغه ماندن در گهواره است. چرا
که بعد از آن عمری سوختن و شریک شدن با اشک چون فواره است و
آخرش آرزوی رسیدن به نقطه ای در ان سوی سیاره است.
گمان میکنم کسی هرگز تولد خود را نخواهد دید. زیباترین تولدها آنهایی
هستند که در رویا برای کسی میگیریم و یا کسی برایمان میگیرد و من
تمام اسفند که مانش هم مثل ساکنانش مقدس است برایت در جایی دور
پشت بوته های بی خار گل سرخ که در آستانه افتادن به هم رسیدن
هستند
و با شمعی که به جای من و تو آب می شود تولد خواهم گرفت.
نمیدونم چرا وقتی دونفر همدیگر رو دوس ندارن با هم ازدواج میکنن؟؟؟؟
یعنی انقدر خوشبختن که میخوان کمی هم معنای بدبختی رو بفهمن؟؟؟
آخه نه تنها خودشونو بدبخت میکنن بچه هاشون رو هم بدبخت میکنن!!!
من به طور میانگین اونروزایی که کلاس ندارم 7 ساعت تو خونه میشم
که از این 7 ساعت 6:30 ساعتشو تو اتاقمم.(که این خودش همه چیزو
نشون میده-ای خداااااا)
چرا درک نمیکنن؟؟؟؟ چرا همش میگن چرا زود عصبانی میشی؟؟؟
چرا به خودشون نمیگن بابا اینم حق داره با این داروهایی که میخوره.
اگه خودشون فقط یک قاشق چای خوری از شربت من یا یک چهارم یکی
از قرصامو بخورن 2 روز فقط میخوابن در حالیکه من هر روز 2_3
قاشق غذاخوری از اون شربت میخورم و روزی 3 تا از اون
قرصا.نمیگن بابا اینم حق داره نمیدونن من به چه وضعی خودمو سر پا
نگه میدارم؟؟؟
ای خدا این چه مرضی بود به من دادی؟؟؟
کاش سرطانی چیزی داشتم میدونستم که آره بابا آخرش یا مردنه یا
درست شدن!!!
آخه خدا دلت میاد یکی15 سال فقط قرص بخوره یا از اون آمپولایی بزنن
که تا یه هفته نتونه دستشو تکون بده آخه خدارو خوش میاد یه بچه ی 8_
9 ساله نتونه با دستاش یه کاری بکنه چون دستاش پر چرک و زخم
بودن؟؟؟
دلت میاد یه بچه ی 8 ساله از یه دستش 16 تا آمپول بزنن همزمان؟؟؟
یا چقدر دلش میشکنه وقتی وسط کلاس دستاش پر خون میشه(از
خاروندن) و معلم بهش میگه که چقدر بیرحمی تو بچه مگه یه آدم
اینجوری میخارونه؟؟؟؟؟
یا وقتی صبح از خواب پا میشی میبینی تمام لباسات تشکت بالشت پر
خونه؟؟؟؟؟؟
(شایدم من ناشکرم.....)
|
|