تبليغاتX
نا معلوم -
 
نا معلوم
 
 
sorry I don't know
 

نمیدونم چرا وقتی دونفر همدیگر رو دوس ندارن با هم ازدواج میکنن؟؟؟؟

 

یعنی انقدر خوشبختن که میخوان کمی هم معنای بدبختی رو بفهمن؟؟؟

 

آخه نه تنها خودشونو بدبخت میکنن بچه هاشون رو هم بدبخت میکنن!!!

 

من به طور میانگین اونروزایی که کلاس ندارم 7 ساعت تو خونه میشم

 

که از این 7 ساعت 6:30 ساعتشو تو اتاقمم.(که این خودش همه چیزو

 

 نشون میده-ای خداااااا)

 

چرا درک نمیکنن؟؟؟؟ چرا همش میگن چرا زود عصبانی میشی؟؟؟

 

چرا به خودشون نمیگن بابا اینم حق داره با این داروهایی که میخوره.

 

اگه خودشون فقط یک قاشق چای خوری از شربت من یا یک چهارم یکی

 

 از قرصامو بخورن 2 روز فقط میخوابن در حالیکه من هر روز 2_3

 

قاشق غذاخوری از اون شربت میخورم و روزی 3 تا از اون

 

 قرصا.نمیگن بابا اینم حق داره نمیدونن من به چه وضعی خودمو سر پا

 

نگه میدارم؟؟؟

 

ای خدا این چه مرضی بود به من دادی؟؟؟

 

کاش سرطانی چیزی داشتم میدونستم که آره بابا  آخرش یا مردنه یا

 

درست شدن!!!

 

آخه خدا دلت میاد یکی15 سال فقط قرص بخوره یا از اون آمپولایی بزنن

 

 که تا یه هفته نتونه دستشو تکون بده آخه خدارو خوش میاد یه بچه ی 8_

 

9 ساله نتونه با دستاش یه کاری بکنه چون دستاش پر چرک و زخم

 

بودن؟؟؟

 

دلت میاد یه بچه ی 8 ساله از یه دستش 16 تا آمپول بزنن همزمان؟؟؟

 

یا چقدر دلش میشکنه وقتی وسط کلاس دستاش پر خون میشه(از

 

 خاروندن) و معلم بهش میگه که چقدر بیرحمی تو بچه مگه یه آدم

 

اینجوری میخارونه؟؟؟؟؟

 

یا وقتی صبح از خواب پا میشی میبینی تمام لباسات تشکت بالشت پر

 

 خونه؟؟؟؟؟؟

 

(شایدم من ناشکرم.....)

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 18:26  توسط دیوونه  | 
 
  بالا