تبليغاتX
نا معلوم -
 
نا معلوم
 
 
sorry I don't know
 

این متنو یکی از دوستای گلم برا روز تولدم داده به نظرمن خیلی قشنگه:

 

به نام سر فصل همه نامه ها چه آنهایی که نوشته شدند و چه آنهایی که

 

سپید ماندند تا کاغذ ها سیاه نشوند... .

 

برای هضم لحظه ای که آغازش از تو نوشتن است دست کم باید چند نفس

 

عمیق کشید و به تمام قد در برابر خاطرات ایستاد و تعظیم کرد و شکست

 

و نوشت .

 

تمام این کارها را کرده ام و حالا واجدم شرایطم برای از تو نوشتن:

 

گیریم که سلام به فرض که حالت رو بپرسم سراغت را بگیرم شعرت کنم

 

قابت کنم کتابت کنم پرسشت را نقاشی کنم و ... .

 

قشنگترین تولد شاید شب آغازین بی دغدغه ماندن در گهواره است. چرا

 

که بعد از آن عمری سوختن و شریک شدن با اشک چون فواره است و

 

آخرش آرزوی رسیدن به نقطه ای در ان سوی سیاره است.

 

گمان میکنم کسی هرگز تولد خود را نخواهد دید. زیباترین تولدها آنهایی

 

هستند که در رویا برای کسی میگیریم و یا کسی برایمان میگیرد و من

 

تمام اسفند که مانش هم مثل ساکنانش مقدس است برایت در جایی دور

 

 پشت بوته های بی خار گل سرخ که در آستانه افتادن به هم رسیدن

 

هستند

 

و با شمعی که به جای من و تو آب می شود تولد خواهم گرفت.  


 |+| نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 14:44  توسط دیوونه  | 
 
  بالا