|
نا معلوم
|
||
|
sorry I don't know |
به یاد کسی که به امید دیدن دوباره ی او زنده ام:
بهشت سرد نگاهت چه مبهم بود و گریه ات که خود دلیل محکمی بود.
بهشت سبز دلم بی تو ای سراپا درد تنور داغ عطش خانه ی جهنم بود
شبی که خسته تر از سایه آمدی دیدم که رد حادثه در چهره ات مجسم بود.
و اشک ای دمش گرم این عصاره ی درد به روی زخم عمیق دل تو مرحم بود.
|
|