تبليغاتX
نا معلوم - خدا
 
نا معلوم
 
 
sorry I don't know
 
میخوام این دفعه متفاوت براتون بگم In another way میخوام اول از همه از خدام تشکر کنم به خاطر اینکه سالمم(البته با چشم پوشی از 15 سال سابقه درخشان حساسیت) این اولین باریه که تو وبلاگم از خدا می نویسم میخوام بهش بگم که چقدر دوسش دارم کسی که اصلا نمی تونم محبتهاشو جبران کنم من نمیدونم شما خدارو چه جوری میبینید یا کجاها میبینید ولی من خدا رو تو چشمای بچه ها ی کوچولو توی نتهام توی صدای مامان بزرگ و بابا بزرگم میبینم تو صدای خنده و گریه مامانم و تو همه چیز. میخوام بگم خداجونم مرسی از باباته این همه نعمتی که من دارم که قابل شمارش نیستن میتونم راه برم حرف بزنم فکر کنم یا از لحاظ مالی و همه چیز. درسته دیر تونستم خدارو بشناسم ولی جای شکرش هست که تونستم بشناسم .میدونین خدا فقط محبت میکنه و به نظر من محبت یکطرفه لذت آنچنانی نداره درسته که خدا هیچ نیازی به محبت من نداره ولی میتونم نشون بدم که قدر محبتهاشو می دونم. بچه ها اگه بشه به من کمک کنین که خدامو بیشتر بشناسم از همتون ممنون میشم وسعیمو میکنم که جبران کنم. Thanks my God you know I worship you I need you please show me the best way that you know it's better for me I know you aren't moody (moody means a person who is 1 minute good and 1minute bad 1minute happy 1minute sad 1minute stingy 1minute easygoing…) I've known you recently but I am so happy and glad that I could know you I don't know how can I say thanks to you but I just say thanks a lot my God my.
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 15:3  توسط دیوونه  | 
 
  بالا